»۩۞۩ love2love ۩۞۩
۩۞۩عشق بازی ۩۞۩
شعر .....................
قایقی خواهم ساخت
خواهم انداخت به آب
دور خواهم شد از این خاک غریب
که در آن هیچ کسی نیست که در بیشه عشق
قهرمانان را بیدار کند
قایق از تور تهی
و در از آرزوی مروارید
همچنان خواهم راند
نه به آبی ها دل خواهم بست
نه به دریا
پریانی که سر از آب بدر میارند
و در آن تابش تنهائی ماهیگیران
می فشانند فسون از سر گیسوهاشان
همچنان خواهم راند........
قایقی خواهم ساخت
|+| نوشته شده توسط پریچهر(سامانتا) در پنجشنبه سوم بهمن 1387 و ساعت 14:22 |


